مدار اقتصادی:

ساره محبعلی، کارشناس باسابقه بازار سرمایه در پاسخ به این سوال خبرنگار مدار اقتصادی که مهمترین فاکتورهای مهم انتخاب بازار برای سرمایهگذاری در شرایط فعلی چیست؟ گفت: هیچ بازاری ذاتا خوب یا بد نیست و هیچ بازاری هم برای همیشه بهترین انتخاب باقی نمیماند. بازارها ماهیتی دورهای و وابسته به شرایط کلان اقتصادی دارند. در تورمهای بالا معمولاً داراییهای واقعی عملکرد بهتری دارند؛ در دوره سیاستهای پولی انقباضی، ابزارهای با درآمد ثابت جذابتر میشوند و در دوران رونق اقتصادی، بازار سهام بازده بالاتری ثبت میکند. افزون بر این، بازده مفهومی نسبی است؛ سرمایهگذار باید همواره بسنجد که بازده هر بازار نسبت به سطح ریسک و گزینههای جایگزین چه جایگاهی دارد.
او با تأکید بر اینکه تصمیم سرمایهگذاری مناسب، تصمیمی نیست که صرفاً بیشترین بازده را ایجاد کند، ابراز داشت: بلکه تصمیمی است که بیشترین تناسب را با شرایط سرمایهگذار داشته باشد. افق زمانی سرمایهگذاری، میزان ریسکپذیری (اعم از ریسک از دست رفتن سرمایه، کاهش نقدشوندگی و ریسک سیاستگذاری)، نیاز به نقدشوندگی و سطح دانش و دسترسی به اطلاعات از جمله عوامل تعیینکننده هستند. بازاری که دادههای شفاف، ابزار تحلیلی و نهاد ناظر فعال دارد، برای سرمایهگذار گزینه مناسبتری خواهد بود.
قائممقام مدیرعامل سبدگردان کوروش با بیان اینکه درحال حاضر برخی گروههای دارایی بهدلیل ریسکهای ساختاری، بازده انتظاری پایین و ناسازگاری با چرخههای واقعی اقتصاد، توجیه سرمایهگذاری ندارند به به بازار مسکن و رمز ارز اشاره کرد و ادامه داد: به عنوان مثال مسکن لوکس در مناطق کمتقاضا باوجود حباب قیمتی در برخی مناطق شهری، بهدلیل نقدشوندگی پایین این کلاس دارایی، ریسک بالایی دارد؛ بهویژه اگر هدف، درآمد اجاره یا فروش سریع باشد. البته باتوجه به تورم بالا و کمبود عرضه در برخی شهرها، بازار مسکن در مناطق پرتراکم و اجارهمحور همچنان میتواند جذاب باشد.
او افزود: همچنین فعالیت سفتهبازانه در بازار رمزارزها بهدلیل ریسک قانونی و نوسانات شدید، بدون استراتژی پوشش ریسک، برای پورتفویهای حرفهای مناسب نیست. همچنین میتوان به اوراق کمسود اشاره کرد که پس از کسر تورم، بازده واقعی منفی دارند و برای سرمایهگذاران حرفهای گزینه جذابی محسوب نمیشوند.
این مدیر بورسی ادامه داد: سرمایهگذاری روی طلا در بلندمدت ابزار مناسبی برای حفظ ارزش دارایی است، اما در دورههای تثبیت نرخ ارز، بازده واقعی آن میتواند بهسرعت منفی شود و ورود به این بازار از طریق صندوقهای بورسی به مراتب مطمینتر است.
او افزود: در مجموع طی دورههای عدمقطعیت اقتصاد، انتخاب بازار مناسب باید براساس نقدشوندگی، بازده ریسکسنجیشده و شفافیت اطلاعاتی انجام شود. در این چارچوب، بازارسهام اگرچه با نوسان همراه است، اما از منظر شفافیت اطلاعاتی نسبت به بسیاری از بازارهای دیگر وضعیت بهتری دارد و در صنایع پایدار مانند بانک، بیمه، فلزات اساسی و پتروشیمی با نسبت قیمت به درآمد (P/E) منطقی، میتواند بازده کوتاهمدت مثبت ایجاد کند. البته در چنین شرایطی، اهمیت تحلیل بنیادی بیش از هر زمان دیگری است.
محبعلی تصریح کرد: صندوقهای سرمایهگذاری درآمد ثابت با مدیریت فعال نیز در مقایسه با سپرده بانکی و اوراق ساده عملکرد بهتری دارند؛ چراکه مدیران سبدگردان میتوانند نقدشوندگی را مدیریت کنند، بازده را با تغییرات نرخ بهره تطبیق دهند و نسبت ریسک به بازده را کنترل کنند.
او در پاسخ به این سوال که چه داراییهایی در شرایط فعلی پر ریسک محسوب میشوند؟ گفت: سرمایهگذاری پرریسک الزاماً به معنای خطرناک و ناامن نیست؛ ریسک زمانی نگرانکننده است که قابل مدیریت نباشد، شفافیت اطلاعاتی وجود نداشته باشد و حقوق سرمایهگذار تضمین نشود.
ساره محبعلی، ادامه داد: در فضای اقتصاد ایران، برخی مصادیق هشداردهنده شامل طرحهای سرمایهگذاری با وعده سودهای ثابت و ماهانه بالاتر از نرخهای متعارف بازار، بدون صورتهای مالی حسابرسیشده یا پشتوانه دارایی مشخص از جمله سرمایهگذاریهای ناامن هستند. همچنین فعالیت در بازار رمزارز بدون چارچوب حرفهای، بهدلیل نبود قوانین شفاف و ریسک انسداد حسابها یا پلتفرمها، پرخطر ارزیابی میشود. خرید سهام شرکتهای زیانده یا حبابی بر مبنای شایعات، کانالهای سیگنالفروشی و موجهای هیجانی نیز میتواند به قفلشدن سرمایه در صفهای فروش و کاهش نقدشوندگی منجر شود.
او در پایان گفت: هرچند که بازار سهام فعلا تحت تاثیر اخبار و ریسکهای منطقهای قرار دارد اما با این حال بررسیهای تاریخی نشان میدهد، بازار سهام در بلند مدت بیشترین بازده اسمی و واقعی را ثبت کرده است؛ بهویژه سهام شرکتهای صادراتمحور، داراییمحور و بنیادی در این دورهها بهتر عمل کردند. بازار مسکن نیز یکی از موفقترین ابزارها برای حفظ ارزش پول در برابر تورم بوده، هرچند نقدشوندگی پایینتری دارد و به سرمایه اولیه بالاتری نیز نیاز دارد. طلا نیز بهعنوان ابزار پوشش تورم و ریسکها، در دورههای شوک ارزی و تکانههای اقتصادی عملکرد قابلتوجهی از خود نشان داده است.